تمام مواد را میتوان کشاند، اما تا کی؟ یک نقطهٔ حد وجود دارد که پس از آن ماده برنمیگردد. این نقطهٔ حدِ کشسان (elastic limit) است.
منحنیِ تنش-کرنش
وقتی مادهای را تحتِ تنش رفتاری مشاهده کنیم، منحنی تنش بر حسب کرنش غالباً این شکل است:
Stress
↑
| Fracture
| ●
| /
| / Plastic region
| /
| / Yield point (elastic limit)
| ●────────
| /| ╲
| / |elastic ╲ strain hardening
|/ |region ╲
|___|____________╲___→ Strain
0
1. ناحیهٔ کشسان (Elastic Region)
- خط راست (خطی)
- تنش و کرنش متناسب:
σ = Eε - اگر بار برداشته شود، ماده کاملاً برمیگردد
- حد کشسان در پایانِ این ناحیه
مثال: فولاد تحتِ کششِ معمول
2. نقطهٔ تسلیم (Yield Point)
نقطهٔ انتقال از رفتارِ خطی به غیرخطی.
در این نقطه: σ_yield (تنشِ تسلیم).
فراتر از این:
- منحنی خم میشود
- کرنش سریعتر بیشتر میشود
- رفتار غیرخطی میشود
3. ناحیهٔ پلاستیکی (Plastic Region)
- منحنی منحنی است (غیرخطی)
- سختشدنِ تنش (strain hardening): هرچه بیشتر کش کنید، مقاومتِ بیشتری نشان میدهد
- اگر بار برداشته شود، ماده به شکل اول برنمیگردد
- تغیرِ شکل دائمی (permanent deformation) ماند
مثال: فولاد تحتِ کششِ بسیار زیاد
4. نقطهٔ شکست (Fracture Point)
تنش به حدی میرسد که پیوندهای اتمی میشکند و ماده فیالحال پارگی مییابد.
تنشِ شکست: σ_fracture.
دو نوع کشست: چسبندهٔ و شکنندهٔ
1. مواد چسبندهٔ (Ductile Materials)
- ناحیهٔ پلاستیکی بزرگ (میتوان بسیار کش کرد)
- پیش از شکست خمیدگیِ قابلِ مشاهده
- تغیرِ شکل دائمی است اما نشانهٔ آتی وجود دارد
- شکل تدریجی است (میشود فشانید یا خم کرد)
مثالها: فولاد، مس، آلومینیوم
2. مواد شکنندهٔ (Brittle Materials)
- ناحیهٔ پلاستیکی کوچک یا صفر
- پیش از شکست خمیدگی اندک
- ناگهانی میشکند بدون هشدار
- شکستِ صاف و یکی است
مثالها: شیشه، سنگ، گلسنگ، الماس
تفاوتِ فیزیکی
چسبندهٔ
پیوندهای اتمی تدریجی جابجا میشوند:
- تنش زیاد → اتمها لغزش میکنند
- نسبتِ لغزش → تغیرِ شکل
- با تنشِ بیشتر، لغزش بیشتر
- تاکنون پیوند نمیشکند
شکنندهٔ
پیوندهای اتمی مفاجئهٔ میشکند:
- تنش کم → سالم
- تنش زیاد → یکدفعهٔ فروریخته
- نقصهای ریزِ درونی → نقطهٔ ضعف
- شکست از نقطهٔ ضعف شروع میشود
خمیدگی (Bending)
وقتی تیری را خم کنید:
- سطحِ بالایی تحتِ کشش (کش میخورد)
- سطحِ پایینی تحتِ فشار (فشرده میشود)
- وسط تیر خنثی است (تنشی ندارد)
فرمولِ خمیدگی
خمیدگیِ تیر:
\[ y = \frac{F L^3}{3 E I} \]
جاییکه:
y= خمیدگیِ عمودی (meters)F= نیروی اعمالیL= طول تیرE= مدول یانگI= لحظهٔ دوم سطح (هندسی)
نکتهٔ مهم: خمیدگی معکوس با مدول یانگ و لحظهٔ دوم تناسب دارد.
مثالِ عددی
تیرِ فولادی:
- طول:
L = 2 m - قطرِ دایروی:
d = 0.1 m→I ≈ 4.91 × 10⁻⁴ m⁴ - مدول یانگ:
E = 200 GPa - نیرو:
F = 1000 N
\[ y = \frac{1000 \times 2^3}{3 \times 200 \times 10^9 \times 4.91 \times 10^{-4}} \]
\[ y ≈ 0.0068 \text{ m} = 6.8 \text{ mm} \]
تیر تقریباً ۷ میلیمتر خم میشود.
عاملِ تمرکزِ تنش (Stress Concentration)
اگر تیری نقصِ ریزی داشته باشد (مثل یک نقب کوچک)، تنش محلی در آن نقطه خیلی بیشتر است.
ضریبِ تمرکز:
\[ K_t = \frac{\sigma_{\text{max}}}{\sigma_{\text{nominal}}} \]
برای یک نقب:
K_t ≈ 2–5(تنش ۲–۵ برابر میشود!)
نتیجهٔ عملی: شکستِ تیر اغلب از نقاط ضعف شروع میشود، نه از تنشِ متوسط!
چه چیزی باید یاد گرفته باشی
- منحنیِ تنش-کرنش: ناحیهٔ کشسان → تسلیم → پلاستیکی → شکست
- حدِ کشسان: نقطهٔ انتقال به رفتارِ غیرخطی
- چسبندهٔ: ناحیهٔ پلاستیکیِ بزرگ؛ خمیدگیِ قابلِ مشاهده قبل از شکست
- شکنندهٔ: ناحیهٔ پلاستیکی اندک؛ ناگهانی میشکند
- خمیدگی:
y ∝ F/E - تمرکزِ تنش: نقایص نقاط ضعفاند
پیشنمایش §۱۲.۷
اکنون تمام ابزارهای تعادل و کشسانی را داریم. بیایید مسائل واقعی را حل کنیم.
📚 همچنین ببین: Halliday Vol 1, Ch 12, §12.6 — Elastic limit and breaking. 🔗 پیوند پیشین: §12.4–12.5 (تنش، کرنش، مدولها).
سوالی دارید؟ 🤔
اگه مفهومی نامشخص بود یا سوالی داشتید، اینجا بپرسید. جوابتون در اینجا منتشر میشه.
