از پیوست‌های ۱ و ۲، حالا هر دو تکه‌ی معما رو داریم:

با اضافه کردن دو تا اندازه‌گیری کلاسیک (g از گالیله، R_E از اراتوستنس)، همه‌چیز درباره‌ی گرانش زمین فرو می‌ریزه — جرمش، چگالیش، منشأ عددی g، و تغییرش با ارتفاع. این پیوست همون ثمره‌چینی ـه.

گام ۱ — جرم زمین

جسمی به جرم m روی سطح زمین (فاصله‌ی R_E از مرکز) طبق قانون جهانی:

\[ F = G\,\frac{M_E\, m}{R_E^2} \]

از دیدگاه محلی، این همون وزن جسمه:

\[ W = m g \]

که g شتاب سقوط آزاد ـه. برابر گرفتن دو عبارت:

\[ m g = G\,\frac{M_E\, m}{R_E^2} \]

m کنسل می‌شه (که خودش یه نکته‌ی عمیقه: جرم گرانشی همون جرم اینرسی ـه — اصل هم‌ارزی). حل برای M_E:

\[ \boxed{M_E = \frac{g R_E^2}{G}} \]

اعداد:

\[ M_E = \frac{9.80 \cdot (6.371 \times 10^6)^2}{6.674 \times 10^{-11}} = \frac{9.80 \cdot 4.06 \times 10^{13}}{6.674 \times 10^{-11}} \approx 5.97 \times 10^{24}\ \mathrm{kg} \]

جرم زمین ≈ ۶ × ۱۰²⁴ کیلوگرم. حساب شد — بدون اینکه زمین رو روی هر ترازویی بذاریم.

گام ۲ — چگالی زمین و پیامدهای زمین‌شناختی

جرم تقسیم بر حجم زمین:

\[ \rho_E = \frac{M_E}{(4/3)\pi R_E^3} = \frac{5.97 \times 10^{24}}{(4/3)\pi (6.371 \times 10^6)^3} \]

\[ \rho_E \approx \frac{5.97 \times 10^{24}}{1.083 \times 10^{21}} \approx 5510\ \mathrm{kg/m^3} \]

یعنی ~۵.۵ برابر چگالی آب. حالا مقایسه کن:

ماده چگالی (kg/m³)
آب ۱۰۰۰
گرانیت (سنگ سطحی) ۲۷۰۰
آلومینیوم ۲۷۰۰
زمین (متوسط) ۵۵۰۰
آهن ۷۸۰۰
سرب ۱۱۳۰۰

سنگ سطحی زمین چگالی ~۲۷۰۰ داره — نصف چگالی متوسط. پس هسته‌ی زمین باید از موادی خیلی چگال‌تر باشه. این نتیجه‌ی زمین‌شناختی بنیادین از یه آزمایش فیزیک درآمد: زمین یه هسته‌ی فلزی داره (امروز می‌دونیم آهن-نیکل ذوب‌شده در بیرون + جامد در درون).

برش مقطعی داخل زمین: پوسته، گوشته، هسته‌ی خارجی و داخلی
ساختار داخلی زمین: پوسته (~۲.۷ g/cm³)، گوشته (~۴.۵)، هسته‌ی بیرونی مذاب و هسته‌ی درونی جامد (~۱۱-۱۳ g/cm³، احتمالاً آهن-نیکل). چگالی متوسط ۵.۵ g/cm³ فقط با این ترکیب سازگاره — که خود از اندازه‌گیری G کاوندیش استخراج شد. (Wikimedia Commons)

اگه کاوندیش G رو نمی‌داد، این کشف ممکن نبود. علم زمین به علم گرانش وابسته‌ست.

گام ۳ — عدد g از کجا می‌آد؟

حالا معادله رو معکوس کن. اگه M_E و R_E و G رو داشته باشیم، g چقدر باید باشه؟

\[ g = \frac{G M_E}{R_E^2} \]

با اعداد:

\[ g = \frac{6.674 \times 10^{-11} \cdot 5.97 \times 10^{24}}{(6.371 \times 10^6)^2} = \frac{3.98 \times 10^{14}}{4.06 \times 10^{13}} \approx 9.81\ \mathrm{m/s^2} \]

تطابق! این نه یه اتفاق ـه، نه دور ـه — چون M_E رو خودمون از g گرفتیم. ولی نکته اینه: اگه یه سیاره‌ی دیگه رو در نظر بگیری، همون فرمول با M و R اون سیاره جواب می‌ده. ماه:

\[ g_\text{moon} = \frac{G M_\text{moon}}{R_\text{moon}^2} = \frac{6.674 \times 10^{-11} \cdot 7.35 \times 10^{22}}{(1.737 \times 10^6)^2} \approx 1.62\ \mathrm{m/s^2} \]

که همون ~۱/۶ گرانش زمین ـه — چرا فضانوردان آپولو می‌تونستن بپرن.

مریخ: g_Mars ≈ 3.7 m/s² (~۰.۳۸g).

مشتری (روی «سطح ابری»): g_J ≈ 24.8 m/s² (~۲.۵g).

گام ۴ — g با ارتفاع تغییر می‌کنه

g نه یه عدد ثابت طبیعی ـه، نه یه ویژگی جسمی. یه محاسبه‌ی محلی ـه — بستگی به فاصله از مرکز زمین داره. بالای سطح زمین به ارتفاع h:

\[ g(h) = \frac{G M_E}{(R_E + h)^2} \]

می‌شه این رو به شکل زیبایی نوشت. با تعریف g_0 = GM_E/R_E² (گرانش سطحی):

\[ g(h) = g_0 \cdot \left(\frac{R_E}{R_E + h}\right)^2 = \frac{g_0}{(1 + h/R_E)^2} \]

مثال‌ها

قله‌ی اورست (h ≈ 8850 m):

\[ h/R_E = 8850 / 6.371 \times 10^6 \approx 1.39 \times 10^{-3} \]

\[ g(\text{Everest}) \approx \frac{9.81}{(1.00139)^2} \approx 9.81 \cdot 0.9972 \approx 9.783\ \mathrm{m/s^2} \]

تفاوت با سطح دریا: فقط ~۰.۳٪ یا حدود 0.03 m/s². یه کوهنورد در قله، حدود ۰.۳ درصد سبک‌تر ـه از سطح دریا — یعنی برای فرد ۸۰ کیلوگرمی، حدود ۲۴۰ گرم. کم به‌نظر می‌رسه ولی برای رکوردهای دو و میدانی قابل اندازه‌گیری ـه.

ایستگاه فضایی بین‌المللی ISS (h ≈ 400 km):

\[ h/R_E = 4 \times 10^5 / 6.371 \times 10^6 \approx 0.0628 \]

\[ g(\text{ISS}) \approx \frac{9.81}{(1.0628)^2} \approx 8.68\ \mathrm{m/s^2} \]

حدود ۸۸٪ گرانش سطحی! پس چرا فضانوردان توی ISS «بی‌وزن» به‌نظر می‌رسن؟ چون در حال سقوط آزاد ـن — ISS داره دائماً به سمت زمین «می‌افته»، ولی حرکت افقیش اون‌قدر زیاده که همیشه از سطح زمین رد می‌شه. این «مدار» ـه.

بی‌وزنی توی ISS به معنی «نبود گرانش» نیست — به معنی «تعادل با نیروی سانتریفوگ در چارچوب چرخان» ـه، یا معادلاً: هم فضانورد و هم ایستگاه با شتاب یکسان می‌افتن. (اصل هم‌ارزی دوباره!)

سطح ماه (فاصله‌ی ماه از زمین r ≈ 384000 km):

\[ h/R_E \approx 60.3\quad\Rightarrow\quad g_\text{at moon} \approx \frac{9.81}{60.3^2 + \ldots} \approx 0.0027\ \mathrm{m/s^2} \]

(همون عدد پیوست ۱ برای «تست ماه» نیوتون — بازتاب همون فیزیک، فقط از دیدگاه دیگری.)

تقریب برای ارتفاع کم

برای h ≪ R_E، می‌شه از بسط دو جمله‌ای استفاده کرد:

\[ (1 + h/R_E)^{-2} \approx 1 - 2h/R_E \]

\[ g(h) \approx g_0 \left(1 - \frac{2h}{R_E}\right) \]

با g_0 = 9.81, R_E = 6.371 × 10⁶ m:

\[ \Delta g = g_0 \cdot \frac{2h}{R_E} \approx 3.08 \times 10^{-6}\ h\ (\mathrm{h\ in\ m}) \]

یعنی به ازای هر متر بالا رفتن، g حدود 3 × 10⁻⁶ m/s² کم می‌شه. برای طبقه‌ی ۳۰ یه ساختمون (h ≈ 100 m)، تغییر g حدود 3 × 10⁻⁴ m/s² ـه — یعنی ~۳۰ ppm. ترازوهای دقیق این رو حس می‌کنن.

گام ۵ — انرژی پتانسیل گرانشی

روی سطح زمین با تقریب g ثابت، فرمول انرژی پتانسیل رو دبیرستان به‌مون داد:

\[ U = m g h \]

ولی این فقط برای ارتفاع کم (که g تقریباً ثابته) درست ـه. برای ماهواره‌ها یا فرار از زمین چه؟ به فرمول کامل نیاز داریم. با استفاده از تعریف کار (اگه انتگرال رو کامل مسلط نیستی، مقاله‌ی انتگرال معین رو ببین):

\[ U(r) - U(\infty) = -\int_\infty^r F\, dr' = -\int_\infty^r \left(-\frac{G M m}{r'^2}\right) dr' = -G M m \left[\frac{1}{r'}\right]_\infty^r \]

با گرفتن U(∞) = 0 (توافقی معمول برای بی‌نهایت دور، بی‌گرانشی):

\[ \boxed{U(r) = -\frac{G M m}{r}} \]

سه نکته:

  1. علامت منفی یعنی جسم به‌طور کلی «به دام» گرانش زمین ـه — برای فرار به سمت بی‌نهایت، انرژی مثبت باید بدی.
  2. ابتدای مرجع دلخواه ـه. ما اینجا U(∞) = 0 گرفتیم. برای مسائل نزدیک سطح، U(R_E) ≈ -GMm/R_E می‌شه — که یه عدد بزرگ و منفی ـه، ولی فقط تفاوت‌ها اهمیت دارن.
  3. رابطه با mgh: برای ارتفاع کم h ≪ R، U(R+h) - U(R) = GMm(1/R - 1/(R+h)) ≈ GMmh/R² = mgh. پس mgh یه تقریب سطحی از U = -GMm/r ـه.

گام ۶ — سرعت فرار

سؤال: برای این‌که یه جسم از سطح زمین «فرار کنه» (به بی‌نهایت بره و برنگرده)، حداقل چه سرعتی لازمه؟

از پایستگی انرژی. در آغاز:

در بی‌نهایت (حداقل انرژی برای «رسیدن»):

پایستگی:

\[ \frac{1}{2} m v_\text{esc}^2 - \frac{G M m}{R} = 0 \]

\[ \boxed{v_\text{esc} = \sqrt{\frac{2 G M}{R}}} \]

برای زمین:

\[ v_\text{esc} = \sqrt{\frac{2 \cdot 6.674 \times 10^{-11} \cdot 5.97 \times 10^{24}}{6.371 \times 10^6}} \approx \sqrt{1.25 \times 10^8} \approx 11.2\ \mathrm{km/s} \]

۱۱.۲ km/s — یعنی هر جسمی که با این سرعت (یا بیشتر) از سطح زمین به بالا شلیک بشه، هرگز برنمی‌گرده. سرعت راکت‌های ماه Apollo از این کمتر بود چون فقط تا مدار زمین می‌رفتن، نه فرار کامل.

برای ماه: v_esc ≈ 2.4 km/s (چون M کمه) برای مریخ: v_esc ≈ 5.0 km/s برای مشتری: v_esc ≈ 59.5 km/s (شش برابر زمین!)

چه چیزی رو باید یاد گرفته باشی

بعد از این پیوست باید بتونی:

نتیجه‌گیری

سه مقاله‌ای که خوندیم، یه قصه‌ی سه قرن رو کامل کردن:

  1. نیوتون شکل قانون رو داد
  2. کاوندیش عدد G رو داد
  3. بقیه‌ی ما با یه ضرب و تقسیم، بقیه رو گرفتیم

مسیر از F = GMm/r² تا سرعت فرار بدون این‌که به جهانی خارج از زمین سفر کنیم طی شد. این نمونه‌ی زیبایی از قدرت فیزیک ـه: قوانین کوچیک، پیامدهای غول‌آسا.

📚 مرجع اصلی: Isaac Newton (1687) + Henry Cavendish (1798) — هر دو در Principia و Philosophical Transactions. 📖 مرجع آزاد: OpenStax University Physics Vol 1 — §13.2: Gravitation Near Earth's Surface و §13.4: Gravitational Potential Energy and Total Energy. 📖 Feynman Lectures Vol I — Ch 7: The Theory of Gravitation.

⇧ بازگشت به فهرست فصل

سوالی دارید؟ 🤔

اگه مفهومی نامشخص بود یا سوالی داشتید، اینجا بپرسید. جوابتون در اینجا منتشر می‌شه.