یک فنر داری و یک دسته وزنه. از یک راه آویزانش میکنی و کشیدگی را با خطکش میخوانی؛ از راه دیگر به نوسان درش میآوری و دوره را با کرنومتر میگیری. دو راهِ کاملاً مستقل، دو ابزارِ کاملاً متفاوت. جوابشان تا کمتر از نیم درصد با هم جور درمیآید — و هر دو دو درصد غلطاند.
چرا این آزمایش متفاوت است
در ده آزمایشِ قبلی، همیشه راهی وجود داشت که خطا را ببینی: تکرار کن، نمودار بکش، شیب بگیر، کالیبره کن. اینجا برای اولین بار دادهٔ دانشآموز از نظرِ ساختاری قادر نیست خطا را ببیند. دلیلش یک خطِ جبر است. مسیرِ ایستا k = m·g/x میدهد و مسیرِ دینامیک k = 4π²(m + m_فنر/3)/T². هر دو خطی به m وابستهاند. پس اگر روی برچسبِ وزنهها نوشته باشد ۲۵۰ گرم و در واقع ۲۴۴ گرم باشند، هر دو جواب با هم و به یک اندازه جابهجا میشوند و اختلافشان دستنخورده میماند. توافقِ دو روش دربارهٔ چیزی که هر دو از یک جا گرفتهاند، هیچ خبری نمیدهد.
و این تله سهپلهای است، که بدترین قسمتش است. دادهٔ خام: k پنج درصد غلط، فاصلهٔ دو روش هفت درصد — دانشآموز میفهمد یک جای کار میلنگد. تصحیحِ جرمِ فنر را که اعمال کند: k هنوز دو درصد غلط است ولی فاصله به ۰٫۲ درصد میافتد. همینجاست که او متوقف میشود، چون هر معیارِ درونیِ گزارشش سبز شده است. تنها کاری که او را جلو میبَرد، رفتن سراغِ ترازو و وزنکردنِ خودِ وزنهها است — یعنی خروج از دادهٔ آزمایش. بعد از آن k به ۰٫۱ درصد میرسد و فاصله همان ۰٫۲ درصد میماند، بیآنکه تکان بخورد. عددی که او به آن اعتماد کرده بود، از ابتدا به سؤالِ دیگری جواب میداد.
در چگالی با ارشمیدس دیدیم که برداشتنِ یک خطا خطای بعدی را قابلِ دیدن میکند، و در مدولِ یانگ که باید آزمایش را خراب کنی تا مرزِ اعتبارش را پیدا کنی. این یکی از هر دو سختتر است: اینجا آزمایش تا آخر سالم میمانَد و درست بهنظر میرسد. سنجهٔ «دو روشِ مستقل با هم جور درآمدند» — که در عمل معتبرترین استدلالِ یک گزارشِ دانشجویی است — فقط وقتی معنی دارد که دو روش ورودیِ مشترک نداشته باشند. اینجا داشتند.
بخشِ پایتون دو دانشآموز را روی دادهٔ یکسان کنارِ هم میگذارد: یکی که به توافق تکیه میکند و یکی که وزنهها را چک میکند. روی هشت جلسه، اولی بهطور متوسط ۲٫۶ درصد خطا دارد در حالی که با اطمینان توافقِ ۰٫۵ درصدیاش را گزارش میکند؛ دومی ۰٫۲ درصد. و خطای اولی پراکندگی نیست — علامت دارد و دقیقاً دنبالِ خطای دستهٔ وزنه راه میافتد. بعد حساب میکند که برای اینکه آن فاصلهٔ ۰٫۲ درصدی از زیرِ نویز بیرون بیاید، جرم باید ۲۱ درصد غلط باشد — و تا آن لحظه k بیست درصد پرت شده است. یعنی این سنجه دیر هشدار نمیدهد؛ اصلاً هشدار نمیدهد.
